أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

170

قانون ( فارسى )

علاج بركندگى و سستى مثانه اگر بركندگى مثانه از اثر ضربت خوردن پشت يا از اثر بر مثانه بر زمين افتادن باشد ، علاجش دشوار است . شايد علاجش با سردى بخشيدن به مثانه و بستن و باندپيچى كردن با داروهاى خشكانندهء گرمىبخش ميسر شود . اگر بركندگى يا سستى مثانه از اثر حالت فلج‌كننده باشد ، علاجش به دستور زير است : بيمار بايد از مواد بلغمى كم مايه و رقيق پاكسازى شود ، چيزهايى را كه بلغم‌زا هستند نخورد ، غذاها و نوشيدنىهايى را كه براى بيماران فالج پسنديده‌ايم بخورد و بنوشد و از آنچه در علاج فالج ممنوع كرده‌ايم دورى جويد ، و حتى از حركت كردن و ديگر اعمال كه در علاج فالج گفته‌ايم پيروى كند . قى كردن به نفع بيمار است حتى اگر وسيلهء خربق سفيد باشد . اما اگر خربق سفيد را تجويز كردى احتياط به عمل آور ! اگر بول بيمار بدون ارادهء بيمار فرو مىريزد ، بايد داروهاى علاج ، بسيار گيرنده باشند و سستى زياد نبخشند . دارو نوعى باشد كه تحليل برنده و در عين حال استحكام بخش باشد . و خلاصه همان علاج فالج را الگو قرار ده ! بيمار غذا و داروهايى بخورد كه مادهء آبى را غليظ و چرب گرداند و غذا نوعى باشد كه خون پسنديده و گرم و غليظ توليد كند . مثلا فالوذج « 1 » بخورد . اگر بول طبيعى است امّا كمى گرايش به دشوار بيرون آمدن دارد ، حتما بايد داروهاى معالج ، بسيار پاره كنندهء خلط و سستىآور و كمى هم تحليل برنده باشند . اگر بركندگى يا سستى مثانه از اثر بيمارى صرع يا فالج باشد ، داروهاى زير را در معالجه به كار ببر ! ترياق ، معجون مثروديطوس ( ميترادات ) ، سنجرينا ، امروسيا ، داروى زعفران هندى ، قوفى ( نوعى صمغ صنوبر ) ، گل بابونهء چشم گاوى و مشك زمين . قوفى و بابونهء گاو چشمى و مشك زمين اگر تنها تناول شوند يا هر سه باهم مخلوط گردند و بيمار تناول كند بهره رسانند . اگر بزر فيجن سبز يا گل فيجن در شراب بپزد و بيمار بخورد خوب است . گياه پنج انگشت ، بزر گياه پنج انگشت ، جواشير و زيره همه از جمله داروهاى علاج اين حالت مثانه هستند . اگر بيمار بركندگى مثانه يا سستى مثانه به دشوار شاشيدن مبتلا است ، پوست خربزه را بخشكاند و خرد كند و بسايد و پر يك كف دست از آن را با شكر قاطى كند و بخورد ممكن است بهره بيند . دارويى كه همان تأثير پوست خربزه و شكر را داشته و به علاوه گويند خواص زياد ديگرى را هم دارد ، عبارت است از خايهء خرگوش خشكيده كه با شراب ريحانى تناول شود . يا گلوى خروس را بسوزانند و خاكسترش را ناشتا با آب ولرم بخورند .

--> ( 1 ) - فالوذج : همان پالوده است . فالوذج : حلوائى است از آرد و آب و عسل سازند - لاروس . فالوذج : نشاسته را با كمى شكر در آب مىجوشانند ، سپس منعقد مىشود و با شكر و عسل خورند - تحفه .